معرفي کاشان
شهرستان كاشان با وسعت 9647 كيلو متر مربع و جمعيت 335875 نفر از توابع استان اصفهان بوده و از نظر جمعيت دومين شهرستان اين استان به حساب مي آيد. كاشان داراي چهار بخش (مركزي، قمصر، نياسر و برزك) بوده و داراي پنج شهر (كاشان، قمصر، نياسر، جوشقان وکامو، برزك و مشکات) مي باشد.
اگر به شما بگويند كاشان يكي از اولين مراكز تشكيل تمدن انساني بوده است، چندان تعجب نكيند. طبق حفاريات باستان شناسي در تپه هاي سيلك كاشان، سابقه حضور بشر در اين منطقه به 5 تا هفت هزار سال پيش از ميلاد باز مي گردد. اما بايد اذعان كرد كه تاريخ اين شهر مملو از نابساماني است:
در نيمه دوم قرن نهم و نيمه اول قرن دهم اين شهر، شهرت بسياري داشت و يك شهر پر جمعيت به شمار مي رفت اما زلزله قرن دهم، كاشان و بازار آن را ويران كرد. در قرن 11 و در دوره صفويه براي دومين بار به همان درجه از ترقي نائل شد و مانند اصفهان با شهرتي بسيار همراه گرديد، اما با بروز زلزله اي بسيار شديد در سال1192 هجري قمري دوباره ويران شد.
كاشان در زمان سلجوقيان رو به رونق نهاد و در زمان قره قويونلوها دوباره ترقي كرد. تا جايي كه محل توجه دانشمندان شد، بعد از كريم خان زند و بعد از زلزله اي كه در زمان قاجاريه رخ داد كاشان دستخوش نابساماني و منازعات محلي شد و از اين جهت زيان هاي فراوان ديد.
با اين همه كاشان همواره در طول تاريخ شهري با اهميت و زنده بوده است و همچنين به زندگي ادامه مي دهد.
تاريخ كاشان:
در دوران باراني بين آخرين دوره هاي يخچالي (زمين شناسي) به نظر مي رسد در مركز ايران درياي پهناوري گسترده بود. اين دريا با شروع عهد خشكي به تدريج كوچك و خشك شد كه اكنون در محل آن كوير بزرگ مركزي برجاست و بشر در دوره استقرار در روستاها در اطراف اين محل اسكان يافته است چنان كه قديمي ترين تمدن را مي توان در حاشيه هلالي شكل كوير يافت. يكي از قديمي ترين تمدن هاي اين حاشيه تمدن سيلك است. تپه هاي موسوم به سيلك واقع در 2 كيلومتري جنوب غربي كاشان يكي از كهن ترين مراكز استقرار بشر در فلات مركزي ايران به شمار مي آيد. حدود هفت هزار سال پيش مردم سيلك پايه و اساس تمدني را بنيان نهادند كه در دوره هاي مختلف پيشرفت شاياني را بدست آورد. نشانه هايي از اين پيشرفت و ترقي را مي توان در آثار سفالين و اشياء مسي و مفروغي بدست آمده از اين تپه ها (تپه هاي شمالي و جنوبي سيلك) كه امروزه زينت بخش اكثر موزه هاي معتبر ايران و جهان است، مشاهده كرد.
اقوام سيلك كه داراي ابداعات و نو آوري هاي فراواني در صنايع آن دوران بوده اند، با تمدن بين النهرين و مناطق ديگر ايران ارتباطات فرهنگي و اقتصادي داشته اند. تمدن سيلك به عنوان يكي از نخستين تمدن هاي دشت نشين براي باستان شناسان از اهميت قابل توجهي برخوردار مي باشد. خاصه آنكه در كوزه گري و نگارگري و استفاده از آجر پخته در بناي ساختمان ها و مواد متعدد ديگر به پيشرفت هاي قابل ملاحظه اي رسيده بودند. گر چه رد پاي اين تمدن ناگهان در تاريخ گم مي شود و مردم سيلك بر اثر هجوم اقوام تار و مار و گريزان مي شوند، اما برخي بر اين عقيده اند كه ساكنان سيلك پس از ويراني شهر و ديارشان به چشمه ساران به ويژه نياسر و نوش آباد پناه برده و آبادي هايي را به وجود آورده اند. با توجه به اينكه در مطقه كاشان آثاري از دوره هخامنشي و اشكاني وجود ندارد و پژوهش هاي باستان شناسي نيز در اين منطقه بسيار محدود بوده است از تمدن اين دوره در كاشان اطلاعات زيادي در دست نيست ليكن كشف سكه هاي نقره متعلق به دوران هخامنش و اشكاني در اين منطقه نشان از درپاي تاريخ دوره هخامنش و سلوكي دارد. كشف گنجينه اي متعلق به اواخر هزاره اول قبل از ميلاد در روستاي مرق گواهي بر امتداد مدنيت در منطقه كاشان تا اواخر دوره هخامنشي است. گرچه اخبار و مداركي از دوره اشكانيان در اين منطقه بدست نيامده است اما قراين متعدد تاريخي خبر از آباداني و رونق كاشان در دوره ساسانيان مي دهد. وجود آتشكده هاي نياسر، خرمدشت و نطنز، اشارات مولف تاريخ قم به مناطق باستاني چون نياسر و نوش آباد، اخباري مربوط به يك شهرك دوره ساساني به نام سارويه در منطقه كاشان كه به گزارش تاريخ نويسان تا دوره اوليه اسلامي نيز آثاري از آن بر جاي بوده است همگي گواهي بر اين مدعاست.
كاشان در دوران اسلامي همراه با قم، اصفهان، همدان و... از جمله شهرهاي بلاد جبال يا عراق عجم محسوب مي شود. تاريخ نويسان فراواني از مردان نام آور و جنگجوي كاشان در اين عصر (دوران ساساني) سخن به ميان آورده اند كه در جنگ هاي بسيار شركت كرده اند «اعثم»كوفي تاريخ نويس بزرگ عرب از حضور 20 هزار سوار جنگجوي قم و كاشان ياد كرده است كه در جنگ «نهاوند» حضور داشته اند.
مورخان و سفر نامه نويسان اوايل دوران اسلامي از عرب هاي فراوان در كاشان و شيعه بودن مردمانشان به عنوان اصلي ترين ويژگي آن ياد كرده اند و كاشان را به عنوان شهر كوچكي معرفي نموده اند.
كاشان در نخستين دهه هاي قرن اول هجري با هجوم عرب ها روبرو شد و پس از مقاومت هاي بسيار با از دست دادن استحكامات خود، تسليم شده به تاراج رفت، حمداب مستوفي در «نزهه القلوب» بناي شهر كاشان را در دوران اسلامي به «زبيده خاتون» همسر هارون الرشيد نسبت داده و در اين مورد مي نويسد:
در قرن دوم هجري مسلمانان در جايي به نام چهل حصاران زندگي مي كردند.
كاشان در دوران آل بويه از رونق و آبادي خاصي برخوردار بود و صنعت سفالگري و فلزكاري آن شهرت فراوان داشت چنان كه مقدسي در اين زمان از كاشان چنين ياد مي كند: «كاشان شهري آباد و روستاهاي نيكو دارد، كشتزارهاي بسيار، گرمابه نيكو و نعمت فراوان و داراي دژ و خندقي است.»
كاشان در دوران آل بويه بواسطه ظهور سلاطين شيعي و نفوذ آنان بر خليفه بغداد مورد توجه بيشتري قرار گرفت و به همراه قم از عنايت آل بويه و وزير دانشمند آنان صاحب بن عباد بي نصيب نماند.
با آغاز قرن پنجم و روي كار آمدن حكومت سلجوقيان، كاشان اهميت و اعتبار روز افزوني يافت و در اين زمان مردان بزرگ و نام آوري از اين شهر به خدمت حكومت درآمده و به مدارج عالي رسيدند. چنان كه راوندي مي نويسد: «اغلب وزارء و مستوفيان و دبيران دربار، كاشاني بودند، هنر و علم در اين زمان كمال يافت و كاشان محل و منشاء فضل و ادب شد. در اين دوره، شهر توسعه يافت و بناهاي عمومي فراوان و گوناگوني مانند مسجد، مدرسه، خانقاه، دارالشفاء و كتابخانه ساخته شد.»
بيشتر بناهايي كه در دوره سلجوقيان بنا شده است به دليل زلزله هاي پي در پي ويران شده و از ميان رفته اند، ليكن آنچه باقي مانده، نشاني از توسعه و آبادي كاشان در اين عصر مي باشد. مهمترين آثار بجاي مانده از اين بناها مسجد جامع است كه در اين دوران (سلجوقيان)بازسازي شده و داراي گنبدي آجري و مناره اي مزين به خط كوفي با تاريخ 466 ه. ق است.
علاوه بر آن مناره «پنجه شاه»، «برج و باروي شهر»، «بند قمصر» و «قلعه جلالي» از ديگر بناهاي معروف اين عصر به شمار مي روند.
در دوران سلجوقيان كاشان به ترقي و آباداني قابل ملاحظه اي رسيد. كثرت آثار تاريخي در اين دوره و وجود مدارس متعددي كه در اين دوره در كاشان تأسيس شد و نيز ظهور دهها دانشمند كاشاني در اين مقطع گواهي بر مدنيت و پيشرفت اين شهر بوده است. كاشان در اين دوره آن چنان كه در كتاب راحه الصدور و ديوان ابوالرضا راوندي آمده است دوبار توسط مياجيق يكي از سرداران خوارزمشاهي و ملك سلجوق بن محمد بن ملكشاه سلجوقي مورد هجوم قرار گرفته است.
هر دو هجوم شهر كاشان به واسطه برج و بارو و پايمردي و جوانمردي اهالي در امان مانده است. اما روستاهاي بي دفاع مورد قتل و غارت واقع شده اند.
كاشان در قرن هفتم با حملات وحشيانه مغولان صدمات فراواني ديد و بخشي از شهر ويران شده و به غارت رفت ولي ديري نپائيد كه به دليل رونق كارگاهها و بافت و انواع قالي، پارچه، ساخت كاشي و سفال دوباره حيات خود را بازيافت. در اين دوره بناهاي تازه اي ساخته شد و بازار نيز گسترش يافت. در زمان جهانشاه «قراقويونلو» بناهاي معتبر ديگري هم ساخته شده كه برخي از آن ها هنوز پا برجاست از جمله ميدان سنگ و بناهاي اطراف آن كه به همت عمادالدين محمود بنا گرديد. پس از برقراري حكومت مغولان در ايران و قبول اسلام و تشيع توسط ايلخانان مغولي، كاشان از شهرهاي آباد و پر رونق ايران به حساب مي آمده است. حتي غازان خان سلطان مغولي پس از اينكه به مذهب شيعه درآمد، عنايت خاصي به كاشان داشته و عمارات قابل توجهي در اين شهر بنا كرده است. معروفترين عالمان كاشاني دوره سلجوقي و مغول عبارتند از:
محمد بن علي بن سليمان راوندي مولف راحه الصدور درباره تاريخ سلجوقيان – علامه قطب راوندي – سيد فضل ا... ضياء الدين ابوالرضا عالم و فقيه و اديب حكيم فضل الدين كاشاني معروف به بابا افضل – عارف نامي عبدالرزاق خان كاشاني از شاگردان مكتب ابن عربي – عزيزالدين محمود كاشاني و غياث الدين جمشيد كاشاني، حكيم، منجم و رياضي دان نامي كه به سبب تبحر و تاليفات در رياضي و نجوم شهرت جهاني دارد.
با روي كار آمدن حكومت صفوي در قرن دهم هجري، اهالي كاشان، شيعياني مومن بودند و از حكومت آنان استقبال كردند. اگر چه زلزله ويرانگر سال 982 ه. ق ضربه سختي به بناهاي شهر وارد آورد ليكن در اين دوره از تاريخ كاشان در شئون مختلف ترقي فراواني كرده و به منتها درجه شهرت دست يافت. صنعت و هنر بافندگي در اين شهر به اوج ترقي و شكوفايي رسيده و بهترين و زيباترين انواع پارچه ابريشمي، كتان، مخمل، مرغوبترين قالي هاي پشم و ابريشم در كارگاه هاي نساجي كاشان بافته مي شد. چنانكه شاردن سياح فرانسوي مي نويسد:
اساس ثروت و حيات مردم كاشان از صنايع نساجي و ابريشم بافي و تهيه قطعات و زربفت و نقره بافت تشكيل شده است. دهها اثر تاريخي در شهر و حومه آن و ظهور دهها عالم و فقيه كاشاني در اين دوره همگي نشانگر عصر طلائي كاشان در اين دوره مي باشد. سلاطين شيعه صفوي پس از اينكه اصفهان را به عنوان پايتخت برگزيدند و به كاشان كه از مهمترين كانون هاي شيعه نشين بود توجه شاياني كرده و ضمن سفرهاي متعدد به اين شهر اماكن رفاهي و مذهبي بسياري را به يادگار گذاشتند. اهميت كاشان در اين دوره به حدي است كه سفرنامه نويسان از اين شهر به عنوان پايتخت مذهبي ايران ياد كرده اند.
بازار كاشان در اين دوره نيز رونق و گسترش يافت، شاع عباس در وسط بازار، چهار سوق تازه اي به نام قيصريه مشتمل بر دكان ها و كاروانسراهاي مجلل بنا نهاد، دهها بقعه متبركه بازسازي و نوسازي گرديده و كاروانسراها و مساجد با شكوهي ساخته شد. يكي از ارزنده ترين و مجلل ترين بناهاي اين دوران باغ فين است كه در 5 كيلو متري جنوب كاشان بنيان نهاده شد.
مشهورترين عالمان دوره صفوي عبارتند از:
ملا فتح ا... كاشاني، متكلم، فقيه مفسر و اديب و صاحب آثار متعدد – ملامحسن فيض كاشاني كه از وي ده ها آثار در زمينه هاي حكمت، كلام، اخلاق، عرفان و ... بر جاي مانده است – كليم كاشاني – محتشم كاشاني، مديحه سراي نامي دوران صفويه.
در اواخر دوران صفويه كاشان دوباره مورد هجوم افغان ها قرار گرفت در يكي از اين هجوم ها كه در زمان حسنقلي خان حاكم افشاري كاشان صورت گرفت. اهالي روستاهاي كوير كاشان همانند نوش آباد و نصرآباد مورد قتل و غارت قرار گرفتند اما اين بار نيز برج و بارو و تير انداز هاي فراز آن مانع از ورود اين مهاجمان به داخل شهر كاشان شدند. كاشان در دوران قاجار روزگار را به آرامي مي گذارند و با آنكه زلزله مهيب سال 1192 ه ق در واپسين سال هاي حكومت زنديه شهر را ويران كرده بود و رونق زمان صفويه را نداشت ولي هنوز صنعتش بر ساير شهر ها برتري داشت. شهر در اين زمان گسترش يافته و بناهاي فراواني بدان افزوده شد. از جمله بناهاي اين دوران خانه بروجردي ها، طباطبائي ها، عباسيان و... مسجد و مدرسه آقا بزرگ، مدرسه امام و... است كه از شاهكارهاي هنري اين عصر به شمار مي روند. «ديولاخوا» كه در سده سيزدهم كاشان را ديده است آن را چنين توصيف مي كند: «خانه ها با خشت و گل تميز ساخته شده، كوچه ها سنگفرش و بازار وسيع و آباد است». از مهمترين رويدادهاي اين دوره مي توان به قتل اميركبير، طغيان نابينايان و جنب و جوش مشروطه خواهان كاشاني اشاره كرد. در اين دوره كاشان از بلاياي طبيعي همچون سيل هاي مخروب، خشكسالي و قحطي در امان نبوده و در اين حوادث هزاران نفر از اهالي به كام مرگ افتادند.
در اين دوره نيز عالمان بزرگي در اين شهر پا به عرصه وجود گذاشتند، كه مشهورترين آنان عبارتند از: ملا مهدي نراقي، فيلسوف، متكلم، فقيه، منجم و... ملا احمد نراقي فرزند ملا مهدي از عالمان نام آور و فقهاي معروف اين دوران است – ملا حبيب ا... شريف، عالم ديني و ادبي عصر خويش – ملا عبد الرسول مدني.
كاشان در همه ادوار تاريخي و هنري از چنان غنا و تنوعي برخوردار شد كه نظري حتي به اجمال و اختصار بر آنها فرصتي طولاني را طلب مي كند. اين شهر ضمن معرفي چهره هاي استثنايي از ايمان و علم و ادب و هنر همچون: ملا محسن فيض – غياث الدين جمشيد كاشاني – بابا افضل – سهراب سپهري – محتشم كاشاني – ملا احمد و مهدي نراقي و... عنوان دارالمومنين را نيز براي خود به ارمغان آورد و آثار بازمانده از آنان كاشان را در رديف پربارترين گنجينه هاي علمي و هنري جهان قرار داد.
وجه تسميه كاشان
در مورد وجه تسميه كاشان سخن بسيار است. ليكن با در نظر گرفتن معني واژه هاي كاس، كاسه و كاس آب و موقعيت كاشان در قديم اين واژه مي تواند گرفته شده از كاس باشد كه در اصل كاشان و به مرور زمان به كاشان تغيير شكل يافته است.
زبان شناسان بر اين باورند كه نام كاشان به معني خانه هاي تابستاني است، كه با چوب و ني ساخته مي شده است ولي برخي ديگر نام كاشان را ماخوذ از كلماتي چون كاسيان، كاشيان، كي آشيان و كاه فشان، كاسو يا كاشو مي دانند.
در كل در مورد وجه تسميه كاشان و نام اوليه آن از طرف مورخين و باستان شناسان و عقايد گوناگوني ابراز شده كه به چند مورد آن اشاره مي شود:
از آنجا كه اين شهر در قرون متمادي مركز ساخت بهترين كاشي ها بوده آن را كاشيان و كاشان ناميده اند.
گوهي از باستان شناسان پس از حفاري هاي باستان شناسي در تپه هاي سيلك به اين نتيجه رسيده اند كه نام كاشان مشتق از كلمه كاشو يا كاسو است و آن نام قومي كهن بوده كه در بين النهرين مي زيسته اند و سپس به اين سامان نقل مكان كرده و نام محل اسكان آن ها كاسيان يا كاشيان خوانده شده است.
ملك الشعراء بهار در ديوان خود وجه تسميه كاشان را معبد و جايگاه جشن و دل آسايي دانسته است.
مولف كتاب فرهنگ واژه هاي فارسي در زبان عربي مي نويسد: كاشان به خانه هاي تابستاني اطلاق مي شود كه با چوب و ني ساخته مي شد.
مولف كتاب آثار تاريخي كاشان و نطنز مي نويسد: چون اولين جايگاه آباداني در اين ناحيه به امر پادشاهان اساطيري در كنار چشمه فين ساخته شده آن را كي آشيان يعني جايگاه حكام گفته اند.
موقعيت ارتباطي
كاشان به علت واقع بودن در سر راه هاي تجارتي و ارتباطي در تمامي ادوار از اهميت ويژه اي برخوردار بوده است.
زماني در كنار جاده ابريشم واقع بوده و در رونق و آباداني شهر سهم بسزايي داشته است و در حال حاضر نيز بر سر شاهراه ارتباطي بسيار مهمي قرار دارد كه پايتخت را به شهرهاي جنوبي كشور همچون نائين، يزد، كرمان، بندر عباس و... مربوط مي سازد. خصوصاً جديداً با تكميل اتوبان قم – اصفهان اين ارتباط سهل الوصول تر شده است. و همچنين كاشان با قرار گيري در مسير راه آهن تهران – اصفهان، تهران – يزد و كرمان توسعه و گسترش اقتصادي و رشد افزون تري را پيدا كرده است.
طبق نقشه جغرافيايي سازمان نقشه برداري كشور شهرستان كاشان داراي چهار بخش است:
1 – نياسر 2- قمصر 3 – برزك 4 – مركزي و حومه
بر اساس تقسيم بندي فوق در مجموع 84 ده آباد در شهرستان كاشان وجود دارد. اما بسياري از دهات ديگر نيز ديده مي شود كه به علل مختلف (نبودن آب و...) خالي از سكنه و متروكه شده اند بطور كلي 110 تا 130 روستا در اطراف اين شهرستان وجود دارد.
مذهب:
مذهب مردم اين شهر، شيعه اثني عشري است چنان كه بواسطه ايمان راسخ، زهد و تقواي بي نظير شيعيان آن از صدر اسلام تاكنون با نام دارالمومنين در صدر شهرهاي شيعه نشين قرار گرفته و به نيكي از آن ياد شده است. به طوري كه در زمان صفويه كاشان پايتخت مذهبي ايران شناخته شده بود. از قرن ها قبل عده اي از يهوديان نيز در كاشان ساكن بوده اند كه از دوره صفوي تعداد آن ها زياد بوده ليكن امروزه تعداد كمي از آنان در اين شهر اقامت دارند. ياقوت حموي نيزد در معجم البلدان در مورد ايمان مردم كاشان مي نويسد:
«عده اي از علويان ساكن كاشان منتظرند كه صبح فردا قائم آنان ظهور كند و در هر طلوع، مسلح سوار بر اسب به خارج از شهر مي روند و متاسف بر مي گردند.»
زبان:
زبان مردم اين شهرستان فارسي است. ولي در روستاهاي حاشيه شهر، زبان رايجي و تاتي رواج دارد كه اصل آن در واژه هاي فارسي دري يا فرس قديم است. ضرابي در تاريخ كاشان مي نويسد: مردم بلوك (حومه) را زباني ديگر است كه اهل شهر از فهم معاني آن بي خبرند و آن را زبان رايجي گويند كه داراي واژه هاي دري فراواني است.
آب و هواي كاشان
از نظر پهنه بندي اقليمي شهر كاشان در پهنه اقليمي با زمستان هاي نسبتاً سرد و تابستان هاي خيلي گرم و خشك قرار گرفته است.
شهرستان كاشان در حدود جنوب و غرب در محاصره سلسله جبال مركزي ايران قرار گرفته است. آبادي هاي دامنه اين كوهستان عموماً داراي آب و هوايي لطيف و معتدل مي باشند ولي از جانب شمال شرق كه به زمين هاي شوره زار كوير مركزي ايران اتصال پيدا مي كند هواي آن بتدريج خشك و سوزان مي شود و آب و هوا در قسمت جلگه اي كاشان گرم و خشك مي باشد. دليل اصلي خشكي هواي كاشان مجاورت آن با دشت كوير است. گرماي هوا در اين شهر در تابستان از مرز 40 درجه سانتيگراد نيز عبور مي كند. وزش بادهاي كويري كه از صبح تا شام جريان دارد، موجب حرارت و خشكي هواست و از شام تا بام كه نسيم خشكي از جهت كوهستان جريان پيدا مي كند باعث تعديل هواي منطقه مي گردد. بادهاي موسوم به باد سرخ، باد شهرياري، باد سام، باد شمال و باد قبله از بادهاي معروف اين منطقه است كه اكثراً از كوير به سوي كاشان مي وزد. در زمينه منابع آب، كاشان شامل رودخانه هاي اين شهر رود خانه ها، چاههاي عميق، نيمه عميق و چشمه سارهاست. مهمترين رودخانه هاي اين شهر رودخانه هاي هنجن، قهرود، لتحر و چم رود مي باشند كه همگي فصلي است و بيش از 130 رشته قنات در اطراف شهر وجود دارد كه بين 40 الي 50 رشته آن هم اكنون مورد بهره برداري قرار مي گيرد. علاوه بر قنات ها بيش از 8 چشمه سار وجود دارد كه بين آن ها چشمه سليمانيه فين از آبدهي و اهميت ويژه اي برخوردار است.
مشاهير كاشان
در طول تاريخ پرفراز و نشيب ايران در دوران هاي مختلف از زمان ساسانيان، آل بويه (كه زبيده خاتون همسر هارون الرشيد كاشان كنوني را بنا نهاد) تا عهد سلجوقي، صفويه و قاجاريه و پس از آن انسان هاي بزرگي در اين ديار پرورش يافته و به دنيا معرفي شده اند از جمله: غياث الدين جمشيد (رياضي دان و منجم بزرگ)، كمال الملك و صنيع الملك (نقاش و نامدار)، ملا محسن فيض و ملا احمد و ملا مهدي نراقي (عالم، حكيم، عارف و دانشمند)، ملا فتح اله كاشاني (مفسر)، محتشم كاشاني، بابا افضل مرقي، سپيده كاشاني، كليم كاشاني و سهراب سپهري (شاعران نامي) و صدها چهره برجسته ديگر.
آثار تاريخي كاشان
تپه هاي سيلک کاشان (سيلك اسطوره هميشه جاويد)
· باغ فين و چشمه سليمانيه کاشان (روح افزاي کوير)
· مسجد آقا بزرگ کاشان (آخرين يادگار)
· بازار بزرگ کاشان (روح اصالت)
· خانه بروجردي هاي کاشان (اصالت استوار)
· خانه طباطبايي هاي کاشان (روح افزاي آرام)
· خانه عباسيان کاشان (هزارتوي باشکوه)
· خانه عامري هاي کاشان (وسعت زيبايي)
· خانه آل ياسين کاشان (بنايي از ديروز مناسب براي امروز!)
· حمام سلطان امير احمد کاشان (نمونه اي از حمام هاي عمومي محلات اعياني قديم)
· خانه تاج (زيباي کوچک)
تپه هاي سيلک کاشان
سيلك اسطوره هميشه جاويد
در خزان سال 1311 ه.ش بود كه ريزش باران و جاري شدن سيل در منطقه كاشان ؛ موجب شد تا غبار زمان از تمدني بزرگ و چندين هزار ساله برداشته شود.
در صبح روزي كه كشاورزان منطقه در راه كسب روزي حلال قدم به روي خاكي گذاشتند كه تا پيش از آن برايشان به جز زمين كشاورزي ارزش ديگري نداشت ، با ابزار آلات و سفالينه هايي روبرو شدند كه متفاوت از وسايل روزگار زندگي شان بود و اين امر موجب برانگيختگي حيرت و حس كنجكاوي شان شد.
كشاورزان ساده دل كه قسمت خود را از روز جديد آثاري با قدمت بسيار مي دانستند با ديدن قبور شسته شده از باران روز قبل همچون كاوشگري كه برعكس قبل كه از روي خاك طلب روزي مي كرد اين بار در دل خاك بود كه بخت خود و خانواده اش را مي جستند.
با فروش آثار بدست آمده (با بهايي اندك) به دلالان عتيقه پاي اين غارتگران و حريصان هميشه بيدار تاريخ و فرهنگ اين مرز و بوم به سيلك باز شد. تمدني گمشده كه هزاران سال از عوامل مخرب طبيعي در امان مانده بود با آوردن حرص و آز و عدم شناخت بر بالين آن تبديل به مزرعة عتيقه فروشان شد. با انتقال آثار به ديار فرنگ چشم تيزبين بيگانگان از ديدن اين همه قدمت و زيبايي در حيرت ماند و بدين جهت از طرف موزه لوور فرانسه ، رومن گيرشمن به منظور شناخت و شايد نجات تمدني كه تمام جهانيان در آن سهم داشتند روانه ايران شد .
از آنجا كه رئيس وقت موزه ايران آقاي آندره گدار فرانسوي بود كارهاي مربوط به هماهنگي خيلي سريع فراهم آمد تا كاوش علمي در سيلك شروع شود. هيئت باستان شناسي مزبور سه فصل كاوش در سالهاي 1933 ، 1934 و 1937 ميلادي بر روي هر دو تپة سيلك و دو گورستان حوالي آن انجام داد و بلافاصله در سال 1938 م (1317ش) گزارش آنرا در دو مجلد تحت عنوان ’ سيلك كاشان’ به زبان فرانسه و در پاريس نمود كه خوشبختانه اخيراً هر دو جلد كتاب توسط آقاي اصغر كريمي ترجمه و بوسيلة انتشارات ميراث فرهنگي چاپ و در اختيار علاقمندان قرار گرفته است.
گيرشمن بر روي تپة شمالي سيلك موفق به كشف آثار اولين انسان هايي شد كه براي بار نخست به خود جرات داده بودند تا از خانه هاي از پيش ساخته شده توسط طبيعت يعني غارها بيرون آمده و روانة دشت ها شوند. اين انسان ها اولين كساني بودند كه براي خود خانه ساخته و كشاورزي را شروع كرده بودند.
انساني كه پاي به دشت گذاشت قبلاً از شكار حيوانات تغذيه مي كرد و گاه خود شكار حيوانات درنده مي شد.
در هزاره هاي پيش از ميلاد و زماني كه بخاطر بارندگي هاي زياد به نام ’عصر باران’ معروف بود قسمت مركزي ايران كه شهر فعلي كاشان نيز جزئي از آن بود همه در زير آب بود و درياچه اي آنرا فرا گرفته بود كه هم اكنون باقيمانده اين درياچه ، حوض سلطان بين قم و تهران و درياچه نمك در كوير آران و بيدگل بوده و از زيبايي خاصي برخوردار است.
در حدود 9 هزار سال پيش بر اثر تغيير تدريجي آب و هوا از باران ها كاسته شد و بيشتر منطقه را هواي صاف و آفتابي فرا گرفت. اين تغييرات باعث فرو رفتن آب درياچه گرديد ، سپس از بجاي ماندن گل و لاي موجود ؛ زمين حاصلخيزي بوجود آمد كه از درختان سرسبز و بوته زارها پر شد. اين شرايط مساعد باعث جذب حيوانات گوناگون به اين منطقه شد و انسان ها نيز بدنبال شكار حيوانات روانه دشت شدند. وجود حيوانات وحشي در دشت و همچنين جهت در امان ماندن از گزند عوامل طبيعي چون باد و باران باعث شد تا انسان ها بفكر ساختن خانه در دشت بيفتند كه آثاري از ديوار اين خانه ها (كه بصورت چينه بود) توسط گيرشمن در تپة شمالي سيلك پيدا شده است .
با افزايش جمعيت و پيشرفت در تمام عرصه ها كم كم سيلك از روستا به يك شهر تبديل شد.
انسان ها با ساختن ظروف ساده و ابتدايي كم كم توانستند به مهارت خاصي در اين زمينه دست پيدا كنند به طوري كه سفالينه هايي با طرح ها و رنگ هاي منحصر بفرد باعث شهرت اين شهر شد بطوري كه در بين آبادي ها و تمدن هاي اطراف به نام شهر سفالگران يا شهر سيلك مشهور شد. (سيلك = سياله = سفال)
پيدا شدن دوك هاي بافندگي در سيلك نشان از آشنايي مردمان اين ديار با صنعت ريسندگي و بافندگي در هزاره هاي پيش از ميلاد دارد. با شناخت فلزات و ذوب آن ساكنان سيلك توانستند ابزار و لوازم زندگي را كه قبلاً از سنگ و چوب بدست مي آوردند اين بار با فلزات بسازند . كشف كوره هاي ذوب فلز در قسمتي از تپة جنوبي سيلك را در زمرة صنعتي ترين شهرهاي زمان خود قرار داد.
نتايج بدست آمده از كاوش ها و لايه نگاريهاي صورت گرفته توسط گيرشمن بدين قرار مي باشد:
1- از همان آغاز استقرار در تپه هاي شمالي ، اقوام ساكن در اين محل ، استقرار دايم در روستا را آغاز كردند.
2- صنعت سفالگري از تكامل تدريجي برخوردار بوده است.
3- خانه هاي آنها ابتدا با چينه ساخته مي شد و بعدها با خشت دست ساز و سپس با خشت هاي قالب ريزي شده.
4- سنت تدفين ابتدا زير خانه هاي محل سكونت، بعدها در خارج محل سكونت و در قبرستان هاي ويژه انجام شده است.
5- رگه هاي طبيعي مس را شناخته و استخراج نمودند.
6- از گل اخري براي تدفين اجساد استفاده كرده اند.
7- ارتباط اقتصادي و اجتماعي با تمدن هاي اطراف داشته اند.
بعد از اتمام فعاليت هاي گيرشمن و چاپ گزارش هاي آن تا سال 1380 ش توجهي به سيلك نشد بطوري كه بسياري از اراضي سيلك تبديل به زمين هاي كشاورزي شد و با گسترش شهر و خانه سازي تا خود سيلك چيزي نمانده بود كه از اين محوطة باستاني جز نام و خاطره اي ديگر باقي نماند. سرانجام در سال 1380 ش از طرف سازمان ميراث فرهنگي دكتر صادق ملك شهميرزادي جهت بررسي و ادامه حفاري به سيلك اعزام گرديد و ايشان با انجام 5 فصل كاوش كه تا سال 1385 طول كشيد توانستند نتايج كارهاي خود را در چند مجلد به رشته تحرير درآورند كه تاكنون اين عناوين منتشر شده است : زيگورات سيلك (نتايج فصل اول كاوش) ، سفالگران سيلك ، نقره كاران سيلك و شكارچيان سيلك.
نكته حائز اهميت در گفته هاي دكتر شهميرزادي پيرامون سازة خشتي بزرگ تپة جنوبي اين است كه ايشان آنرا به عنوان زيگورات يا عبادتگاهي كه انسان هاي سيلك آنرا براي پرستش خدايشان ساخته بودند ؛ مي دانست. تاكنون 32 زيگورات در ايران و عراق شناسايي شده كه 11 عدد بر اساس متون تاريخي و 21 عدد بر اساس كشفيات باستان شناسي مي باشد. از اين تعداد 5 زيگورات در ايران و 27 زيگورات در عراق واقع شده است كه زيگورات سيلك كهن ترين آنها مي باشد.
محوطه سيلك در سال 1997 ميلادي در فهرست ثبت آثار موقت جهاني قرار گرفت.
در حال حاضر مسئول سايت باستان شناسي سيلك خانم زهرا ساروخاني مي باشند كه در حال فراهم سازي مقدمات ثبت جهاني و حفاظت از سيلك مي باشند.
منابع براي مطالعه بيشتر:
1- آثار تاريخي شهرستان هاي كاشان و نطنز از حسن نراقي چاپ انجمن آثار و مفاخر فرهنگي
2- سيلك كاشان از رومن گيرشمن ترجمه اصغر كريمي ناشر سازمان ميراث فرهنگي (2 جلد)
3- ايران از آغاز تا اسلام از رومن گيرشمن ترجمه محمد معين انتشارات علمي فرهنگي
4- ايرن در پيش از تاريخ از صادق ملك شهميرزادي ناشر معاونت پژوهشي سازمان ميراث فرهنگي
5- زيگورات سيلك، نقره كاران سيلك، سفالگران سيلك، شكارچيان سيلك از صادق ملك شهميرزادي
------------------------------------
باغ تاريخي فين و چشمه سليمانيه
وجه تسميه باغ فين يا باغ شاه
باغ شاه نه به اين جهت كه باغ مخصوص شاه خاصي بوده بلكه كلمه شاه به معني بزرگ است به خاطر اينكه وسعت باغ بسيار زياد بوده حتي بيشتر ازاندازه كنوني ، به باغ شاه معروف شده است . كلمه فين هم به سه نقل قول ريشه يابي شده است :
1. كلمه فين معرب پين است و پين يك لغت فارسي باستان است به معني پايانه ، چون اين منطقه پايان شهر بوده به آن پين مي گفته اند .
2. اقوام كاسپين كه از فلات سيبري به فلات مركزي آمدند درواقع 2 قوم بودند كاس ها و پين ها ، كه پين ها در همين منطقه ساكن شدند و كاس ها در كاشان .
3. كلمه فين كه از كلمه فينه گرفته شده كه فينه كلاه هايي بوده كه مردم اين ناحيه بر سر مي گذاشتند .
قدمت
قدمت اوليه باغ را به زمان اردشير بابكان نسبت مي دهند اما (1200 )سال پيش براي اولين بار در تاريخ از باغ ذكر شده است و اين تاريخ به زماني بر مي گردد كه يعقوب ليث صفاري در سال 265 ه.ق همراه با لشكر عرب از بيابان هاي مركزي ايران عبور كردند و در كمال تعجب در ناحيه اي كويري به چشمه و باغ برخورد مي كنند . اما قدمت بناهاي باغ و كلاً باغ آرايي به زمان صفويه بر مي گردد . اولين بناي باغ حمام كوچك يا حمام خدمه كه به دستور شاه اسماعيل صفوي به عنوان يك كار عام المنفعه براي عموم مردم ساخته شده. دومين بنا، بناي سر در هشتي ورودي است كه در سال 1004 ه.ق به دستور شاه عباس صفوي ساخته شد. كه اين بناي 2 طبقه كاربري دوگانه داشته است. يکي محل استراحت نگهبانان كه از برج هاي اطراف باغ و از روي ديوار قطور به اين اتاق ها براي استراحت مي رفتند و ديگري در آن زمان كه شاهان براي تفرّج به باغ مي آمدند در قسمتي كه الان خيابان است ميدان چوگان بوده و حرمسرا در قسمت سر در مي نشستند و بازي چوگان شاهي را تماشا مي كردند، اتاق هاي طرفين هشتي ورودي هم غورخانه بوده يعني محل ذخيره و نگهداري اسلحه. كانال آجري يا جعفري جلوي هشتي ورودي هم قبلاً باز بوده و به عنوان يك راه كالسكه رو، كه در زمان قاجار معماري حجاب دار مرسوم مي شود و راه به اين شكل بسته مي شود تا وقتي كسي وارد هشتي ورودي مي شود به كل محيط باغ احاطه نداشته باشد مثل توري كه روي صورت خانم ها قرار مي گيرد.
مساحت باغ
حدود 33700 متر مي باشد نزديك به دو هكتار و نيم.
چشمه و سيستم آبرساني
مهمترين ويژگي باغ سيستم آبرساني و باغ آرايي منحصر به فرد آن است. آب باغ از چشمه اي تامين مي شود به نام سليمانيه كه هفت هزار سال قدمت دارد. آب چشمه داراي ويژگي هايي است كه برخي مانند يهودي ها آن را معجزه حضرت سليمان مي دانند كه البته اين قضيه قابل اثبات نيست . از ويژگي هاي آب يكي ميزان آن است كه اصلاً بستگي به بارندگي ساليانه و فصل پرباران و كم باران ندارد و دبي آب هميشه ثابت است حتي در سال هاي خشك سالي اين ميزان تغيير نمي كند . دبي آب حدود 360 ليتر در ثانيه است . دومين ويژگي آب دماي آن است كه در طول سال ثابت و روي 25 درجه است . در زمستان كه محيط سرد است آب گرم به نظر مي رسد و در تابستان كه محيط گرم است آب خنك به نظر مي رسد .
طراح سيستم آب رساني
طراح سيستم ، رياضي دان معروف قرن دهم و عصر صفوي ، غياث الدين جمشيد كاشاني است . ايشان دويست سال قبل از پاسكال از قانون اختلاف سطح استفاده كرده و از شيب طبيعي زمين بهره جسته است . اما در مورد فواره ها : زير تمام جوي ها و دور تمام حوض ها در عمق يك متري زمين لوله هايي تعبيه شده به اسم تنبوشه كه اين لوله ها از جنس سفال بوده كه از يك طرف به حوض هاي اصلي متصلند و طرف ديگر آن در انتهاي جوي مسدود است . آب از يك طرف وارد مي شود و چون انتهاي لوله مسدود است آب از فواره ها خارج مي شود . چون سطح زمين شيب دارد براي اينكه فشار تقسيم شود قطر لوله را متفاوت ساخته اند . ابتداي لوله از انتهاي آن قطورتر است به اين ترتيب فشار تقسيم مي شود و آب به يك ميزان از فواره خارج مي شود.
درختان باغ فضاي سبز باغ و كلاً ترتيب قرار گرفتن باغچه ها به سبك چهار باغ است. اكثريت درختان باغ سرو است كه اين سرو ها شبيه سرو ناز شيراز است. اين درختان به آب و هواي اين ناحيه خو گرفته اند و در جاهاي ديگر به اين اندازه رشد نمي كنند. قديميترين درختان باغ حدود 500 سال عمر دارند كه در كنار كوشك قاجار قرار گرفته اند كه اهالي اين منطقة آن ها را سرو ليلي و مجنون مي نامند. درختان ديگري مثل انجير، بِهْ و توت و غيره نيز در باغ وجود دارد.
سنگفرش باغ از زمان صفويه است كه طرح شمسه در آن اجرا شده است.
بخشهاي مختلف بنا
الف) كوشك صفوي
اين بنا در سال 1016 به دستور شاه عباس و به همت آقا خضر نهاوندي حاكم وقت كاشان ساخته شده است. اين عمارت قبلاً 4 طبقه بوده كه دو طبقه فوقاني كه به شكل كلاه فرنگي بوده در زلزله سال 1192 ويران شده كه در زمان باز سازي طبقه سوم ساخته نشده. ارتفاع كنوني ساختمان 14 متر است. مصالح ساختمان شامل سنگ لاشه كه در پِيِ ساختمان استفاده شده و ديواره ها از خشت خام است. در قسمت ورودي نقاشي هاي كمرنگي ديده مي شود كه اين نقاشي ها به اتفاق نقاشي هاي داخل ساختمان اثر رضا مصور كاشي است كه وقتي شاه عباس نمونه كارهاي ايشان را در باغ ديد اين شخص را به اصفهان برد كه به نقاشي هاي عالي قاپو و چهل ستون را در اصفهان انجام داد و درآنجا به رضا عباسي معروف شد . كه اين نقاشي ها در زمان زلزله و حمله افاغنه (1135 ه. ق ) آسيب ديد كه در دوره قاجار روي نقاشي ها را با گچ پوشاندند كه براي نمونه قسمتي از آن از زير گچ خارج شده . سقف آن به شكل دولايه بوده كه بين دولايه را هوا پوشانده سنگ مرمرهايي كه در ازاره ها استفاده شده از همان زمان صفويه است . كه اين سنگ ها هنر سنگ تراشان آن زمان را ثابت مي كند كه با وسايل ابتدايي سنگ ها را به اين شكل سيقل داده اند . كف ساختمان نيز از سنگ مرمر بوده كه در زمان نايب حسين به غارت رفته است .
از اين ساختمان در جشن ها و مراسم استفاده مي شده . از طبقه بالا خانم ها استفاده مي كردند و از طبقه پايين آقايان . و اما تعريف كوشك ؛ كوشك عمارتي است كه در وسط باغ قرار مي گيرد و از هر طرف به فضاي باز مي رسد ، كه از لحاظ تزئينات يك مرتبه از كاخ پايين تر است .
به اين ساختمان شترگلو هم گفته مي شود به اين جهت كه حفره وسط حوض در عمق حدود دومتري زمين لوله اي داد از جنس سفال و شبيه گردن شتر يا S انگليسي كه اين حالت لوله باعث مي شود آب با فشار بالا بيايد و چنين به نظر برسد كه وسط حوض چشمه وجود دارد .
سكه هايي كه داخل آب انداخته مي شود بيشتر براي تفريح و سرگرمي است . بعضي نيز معتقدند كه اگر سكه شان داخل حفره برود آرزويشان برآورده مي شود. كه اين از عقيده هاي خرافي است. اما فلسفه سكه انداختن در آب به آيين ميترا در مذهب زرتشت بر مي گردد كه چون آن ها آب را مظهر پاكي مي دانستند يك قسمت مال شان را به الهه آب مي بخشيدند و معتقد بودند مال شان بركت پيدا مي كند. كه در ايتاليا و روسيه هم چنين رسمي وجود دارد. اما دليل اينكه در باغ حوض ها، فواره ها و آب نماها ايجاد شده: 1- ايجاد آرامش ؛ چرا كه نگاه كردن داخل آب به انسان آرامش مي دهد. 2- براي خنك كردن هوا در فصل تابستان. 3- موسيقي آب كه به انسان آرامش مي دهد به ويژه در قسمت هاي غير مسكوني.
ب) حوض دوازده فواره
كه در زمان محمد شاه قاجار و همزمان با حوض جوش و اتاق شاه نشين ساخته شده است.
ج) حياط خلوت كريم خاني
اين قسمت كه از داخل باغ قابل مشاهده نيست به دستور كريم خان زند و به همت آقا سليم آراني حاكم كاشان ساخته شده كه شامل يك حياط كوچك و اتاق هاي پنج دري و پس اتاق هاي ساده مي باشد. سال ساخت آن 1176 ه. ق بوده است.
د) حوض جوش
به اعتقاد مهندسين داخلي و خارجي اين حوض و عملكردي كه داشته شاهكار هنر آبرساني است كف حوض قبلاً از كاشي بوده. مثل قالي هاي كاشان كه ترنج و محراب دارند. طراح سيستم دقيقاً مشخص نيست ولي به نظر مي رسد معمار اين حوض از همان طرح هاي غياث الدين جمشيد استفاده كرده باشد.
كلاً 160 حفره در حوض وجود دارد كه هر حفره به منزله يك گل از قالي بوده و به اين شكل عمل مي كرده كه اگر اولين حفره فواره بوده ، دومين حفره آب را مكش مي كرده است . 80 حفره فواره و 80 حفره مكش آب را انجام مي داده . چون ورود و خروج آب يكسان بوده آب از لب حوض سرريز نمي شده است . روي لعاب كاشيها از طلا استفاده شده ( كاشي هاي زرين فام كار خاندان ابي طاهر )
چون آب جيوه دارد وقتي نور خورشيد به آب مي تابيده نور هفت رنگي در فضا ساطع مي شد كه وقتي اين نور به شيشه هاي رنگي اتاق شاه نشين برخورد مي كرد رقص نور زيبايي در فضاي اتاق به وجود مي آمد و در شب هاي مهتابي آب حالت آينه پيدا مي كرد .
اين كاشي ها تا اوايل دوره رضا شاه در حوض نصب بودند تا اينكه باغ توسط نايبي ها تصرف شد . نايب حسين اين كاشي ها را به باغ خصوصي خود به نام باغ سردار منتقل كرد و چون معماران اين دوره نتوانستند سيستم پيچيده اي را كه در اين حوض تعبيه شده در آن باغ بسازند تعدادي از كاشي ها در همان باغ از بين رفت و بقيه آن به قيمت پاييني به موزه لوور پاريس فروخته شد ، كه امروزه قابل قيمت گذاري نيست . اين حوض در ابعاد طلايي ساخته شده يعني بهترين شكل ترسيم مستطيل .
بعد از نايبي ها انگليسي ها براي بازسازي حوض به باغ آمدند كه البته نتوانستند كاري براي آن انجام دهند . حدود 20 سال پيش هم استاد پيرنيا كه استاد معماري ايران بود براي بازسازي حوض اقدام كرد و يك گوشه از حوض را خراب نمود و متوجه شد زير هر يك از حفره ها لوله اي سفالي به عمق يك متر پايين رفته كه يا به منبع ورودي آب متصل است يا به قسمت خلاء. محاسباتي كه در لوله هاي زير انجام شده و اندازه قطر آن ها آنقدر پيچيده بود كه استاد پيرنيا ترجيح داد سيستم را دستكاري نكند چون اگر اين كار را مي كرد نمي توانست با آن محاسبات حوض را بازسازي كند.
ه) اتاق شاه نشين
به دستور محمد شاه قاجار در سال 1256 ه. ق ساخته شده است. اتاق هاي طرفين آن اتاق هاي گوشواره يا خدمه است. كه خدمه براي احترامي كه به شخص شاه قائل بودند تشريفات را از درهاي جانبي انجام مي دادند و هيچ گاه از در اصلي وارد نمي شدند. در اتاق به شكل پنج دري و اُرسي ساخته شده. يعني در به حالت كشويي باز و بسته مي شود. گل ميخ هايي كه روي در به كار رفته هم براي تزئين است هم براي اينكه چوب را تلخ كند و موريانه در را نخورد. در اين دَرْ از هنر گره چيني استفاده شده يعني در آن از ميخ يا چسب به كار رفته بلكه تكه هاي چوب به شكل پازل مثبت و منفي جا داده شده اند. رنگ شيشه ها از چند جهت اهميت دارد. علاوه بر رقص نور طبيعي در روز و شب كه قبلاً ذكر شد. از لحاظ روان شناسي رنگ قرمز اشتها آور است و رنگ آبي و سبز آرامش بخش است. تركيب اين رنگ ها با رنگ زرد يك حشره كش طبيعي است. به اين شكل كه در طول شب هاي تابستان كه در اتاق چراغ روشن مي شده نور كه به شيشه هاي رنگي مي خورده طيف رنگي ايجاد مي كرد كه باعث مي شد حشرات به آن جذب شوند وقتي حشرات به مركز نور نزديك مي شدند به خاطر تعدد رنگ ها و چون چشم حشرات مركب است ديدشان مختل مي شد ، درواقع كور مي شدند و داخل آب مي افتادند .
كانالهاي جعفري هم در ازاره ها براي اين است كه هوا پشت ديواره اصلي جريان پيدا كند و ديگر نم حوض ساختمان را خراب نمي كند .
بعد از شاه نشين و در كنار كوشك قاجار چايخانه است كه قبلاً چشمه زنانه نام داشته كه در اين قسمت تمام آب ورودي تقسيم مي شود يعني آن يك سوم آب چشمه كه وارد باغ مي شود در اين قسمت دوباره سه شاخه مي شود كه يكي از زير حوض كوشك قاجار خارج مي شود ، يكي از زير حوض جوشن و يكي از زير حوض كوشك صفوي كه بقيه جوي ها و فواره ها از اين سه حوض تغذيه مي شوند .
و) كوشك قاجار يا شترگلوي فتح علي شاهي
سال ساخت آن 1226 ه . ق به دستور فتح علي شاه مي باشد . ساختمان شامل بادگيركه در جلوي بادگير شاه نشين و قسمت وسط و قبل از حوض محل انجام تشريفات بوده است در فضاهاي باز اطراف كوشك اتاق هاي خدمه قرار دارد كه دريچه هاي منتهي به اين اتاق ها به اتفاق حوض كه جهت آن به طرف ساختمان است و بادگير فضاي ساختمان را براي تابستان هاي گرم كاشان دلچسب و خنك مي كرده . نقاشي هايي كه در سقف قرار دارد ، اصل آن كار صنيع الملك غفاري عموي كمال الملك است كه چون بعد از مرگ اميركبير تا سال 52 شمسي از باغ حفاظت نشده نقاشي ها در اثر نم و رطوبت و يا عوامل انساني از بين رفته. بعد ها عكس اين نقاشي ها در آلبوم يك جهانگرد فرانسوي پيدا شده كه طي چند سال اخير اين نقاشي ها زير نظر استاد مطيفي فر در حال باز سازي است. قسمت هاي كم رنگ نقاشي در حاشيه ها و پايين تر از قسمت سقف اصل هستند. موضوع نقاشي ها در قسمت بالاي حوض بزم هاي شاهانه، نقش شكارگاه، اتفاقاتي كه در همين باغ افتاده و قصه هاي قراني است. دور تا دور ايوان نيز نقش 18 عدد از پسران ارشد فتح علي شاه نقاشي شده كه تصوير ميرزا ملك شاه از بقيه واضح تر است.
پايين عكس شاه زاده ها شعري است اثر خاوري در مدح فتح علي شاه كه خطاط آن اشعار محمد تقي حسيني از خاندان كلهر مي باشد. در آخرين مصرع كتيبه اي وجود دارد كه تاريخ اتمام تزئينات بنا است كه مجموع حروف ابجد بيت آخر 1226 مي شود. سيستم شترگلو در اين ساختمان نيز اجرا شده است با اين تفاوت كه قطر لوله بيشتر است در نتيجه آب با فشار كمتري از حفره وسط حوض خارج مي شود. ماهي هاي درون آب ماهي قزل آلا و ماهي قناتي است. كه از ماهي هاي قناتي در گذشته براي درمان يرقان استفاده مي شده است. بعد از اين بنا درختان 500 ساله است كه توضيح آن در ابتدا آمد.
ز) حمام ها
1- حمام سلطنتي كه به دستور فتح علي شاه در سال 1226 ه. ق ساخته شده مخصوص استفاده خانواده دربار بوده و هر وقت شاهان قاجار براي تفرج به باغ مي آمدند از اين حمام استفاده مي كردند و حمام كوچك كه براي استفاده خدمه بوده و در ايامي از هفته براي عموم مردم استفاده مي شده است .
درِ حمام نسبت به كلاه هايي كه قديم استفاده مي شده كوتاه است كه دليل آن همان فلسفه احترام به زمين است . قسمت هاي مختلف حمام شامل : 1- رختكن 2- راه فرعي به حمام براي رساندن وسايل به افراد داخل حمام 3- سربينه 4- صحن اصلي حمام كه صحن اصلي خود شامل : 1- شاه نشين 2- حوض آب گرم 3- حوض آب نيمه گرم 4- حوض آب سرد كه مي توان ادعا كرد كه سناهاي امروزي به تقليد از همين حمام هاي سنتي ساخته شده است . در صحن اصلي خزينه و اتاق هاي حجامت نيز قرار دارد . و اما سيستم گرمايش حمام ؛ آب حمام به وسيله تون گرم مي شده كه تون در وسط خزينه قرار دارد به صورت حفره اي كه از پايين به فضاي بيرون راه دارد شخصي كه به او تون تاپ مي گفتند هيزم را زير تون مي ريزد و روشن مي كند . روي تون در كف خزينه يك ورقه مسي قرار دارد كه دور ورقه را با ملاط محكمي مي بستند تا آب به زير آن نفوذ نكند . وقتي ورقه مسي داغ مي شد آب خزينه را تا 40 درجه گرم مي كرد . فضاي حمام نيز به وسيله كانال هاي گربه رو كه در زير كف حمام ساخته شده اند و به قسمت تون متصل است گرم مي شود . دود تون هم از اين قسمت به سقف هدايت مي شود . ديواره هاي حمام از ساروج ساخته مي شد كه ساروج ملاط محكمي است از آهك ، خاكستر و گياه لويي كه وقتي اين تركيب در جايي نصب مي شد رطوبت نمي توانست به پايه ها و ديوار بنا آسيب برساند . روشنايي حمام نيز از طريق حفره هايي كه در سقف بود به نام جامگاه تأمين مي شد كه اين سوراخ ها شيشه هاي مجدي داشتند كه دو خاصيت داشت : 1- نور را حتي درروزهاي ابري دو برابر مي كرد. 2- ديد را از بالاي پشت بام حمام مختل مي نمود .
2- بعد از حمام سلطنتي، حمام صفوي قرار دارد كه ساخت آن به سال 909 ه ق بر مي گردد، كه قسمت هاي آن شبيه حمام سلطنتي است فقط نكته قابل توجه آن وجود 7 كاشي قديمي در قسمت خزانه است كه حدود 500 سال قدمت دارد.
امير كبير
محمد تقي فراهاني (امير كبير) اهل هزاوه فراهان اراك بوده و از سنين كودكي در دربار قاجار رشد كرد چرا كه پدرش آشپز دربار قاجار بود. به خاطر استعداد و لياقتي كه داشت در سن 18سالگي لقب خان و در 21 سالگي لقب ميرزايي مي گيرد. در همين سنين با دختر عموي خود جان جان خانم ازدواج كرد كه حاصل اين ازدواج يك دختر و يك پسر است. بعدها وقتي امير 42 بود و شاه قاجار فوت نمود ايشان شخصاً به طرف تبريز مي رود و ناصرالدين شاه را كه 17 سال داشت براي سلطنت به پايتخت مي آورد كه در بين راه امير در جواب سئوال ناصرالدين شاه كه مي پرسد ايران در اين زمان بيش از همه به چه كسي نياز دارد پاسخ مي دهد به من. چون خودش را شخص لايقي مي دانسته. امير به صدارت مي رسد و اقدامات زيادي انجام مي دهد كه در تاريخ از آنها ذكر شده از جمله تأسيس دارالفنون، اعزام دانشجو به خارج، تقسيم آب كرج، ساماندهي به ارتش و از جمله مهمترين كارهاي او تعيين حقوق براي درباريان بود كه اين اقدام امير به مزاق و دربارياني كه تا پيش از آن به راحتي به خزانه مملكت دسترسي داشته خوش نمي آمد. از جمله اين افراد مهد علياء، مادر شاه و حاج علي خان مراغه اي خواجه حرامسرا. كه اين اشخاص بارها عليه امير توطئه مي كنند. ولي به خاطر علاقه اي كه شاه نسبت به امير دارد، كاري از پيش نمي برند. تا اينكه ناصر الدين شاه براي كم كردن كينه مادرش به امير به ايشان پيشنهاد مي كند كه با خواهرش عزت الدوله ( ملكزاده خانم ) كه 13 سال داشته ازدواج كند كه البته اين ازدواج هم از كينه مادرشاه كم نمي كند تا بالاخره بي كفايتي شاه و دسيسه اين افراد باعث مي شود امير از صدارت عزل و به كاشان تبعيد شود . علت تبعيد امير به كاشان اين بود كه كاشان به علت اقليم كويري اش يك شهر كويري به حساب مي آمد از طرف ديگر به پايتخت نزديك بود و دربار مي توانست روي امير كنترل داشته باشد . امير همراه همسرش 40 روز در باغ زندگي مي كند تا اينكه ناصرالدين شاه پشيمان مي شود و خلعتي را به منزله بخشش امير به كاشان مي فرستد . اطرافيان كه متوجه مي شوند امير بخشيده شده در فرصتي مناسب از مستي شاه استفاده كرده و امضاي قتل امير را از شاه مي گيرند و دو روزه خودشان را از راه نيزارهاي قم به كاشان مي رسانند . وقتي به شهر مي رسند امير براي پوشيدن خلعت بخششي داخل حمام بوده كه چون حمام خدمه به كوچه راه داشته قاتلين از راه كوچه وارد مي شوند و دري را كه به حمام باز مي شده مي بندند تا كسي نتواند براي نجات امير اقدامي انجام دهد . تاجايي كه وقتي حاج علي اكبر خان چاپارچي پيك بين شيراز و كاشان مي خواهد به همسر امير اطلاع دهد دست و پاي او را با طناب مي بندند تا نتواند اين كار را انجام دهد .
امير كبير وقتي آن اشخاص را مي بيند و حكم را مي شنود باور نمي كند كه ناصرالدين شاه چنين حكمي داده باشد . مي خواهد كه شخصاً حكم را ببيند وقتي حكم را ديد مي گويد افسوس من فكر مي كردم ايران به صدر اعظمي لايق نياز دارد ولي الان متوجه شدم ايران به شاهي لايق نياز دارد . از آنها سه درخواست مي كند 1ـ چند خط وصيت بنويسد 2ـ براي آخرين بار همسر و فرزندانش را ببيند 3ـ دو ركعت نماز بخواند كه قاتلين با هيچ يك از اين درخواست ها موافقت نمي كنند بلكه فقط نحوه قتل را به خود امير واگذار مي كنند . بنابراين امير از دلاكي كه داخل حمام بوده مي خواهد رگ دستش را بزند . نقل شده امير با خون خود روي ديوار شعري نوشته باشد كه اين نقل قول اثبات نشده است .
قاتلين صبر نمي كنند امير در اثر خونريزي از رگ از دنيا برود بلكه او را با پارچه اي خفه مي كنند .
وقتي امير به قتل مي رسد در هيچ جاي ايران براي امير عزاي عمومي اعلام نمي شود. تا مدت ها مردم ايران بر اين باور بودند كه امير در اثر سرطان استخوان از دنيا رفته. فقط در شهر كاشان 7 روز عزاي عمومي اعلام مي شود. جسد امير را بعد از غسل دادن در حوض وسط باغ به امامزاده حبيب موسي واقع در شهر كاشان منتقل مي كنند. همسر امير به مدت 2 سال به صورت امانت در امامزاده مي ماند تا به استخوان تبديل مي شود. بعد به كربلا منتقل شده و در يكي از صحن هاي اصلي حرم امام حسين (عليه السلام) دفن مي شود. (روحش شاد)